پایگاه خبری الف 13 شهريور 1396 ساعت 18:00 http://alef.ir/vdcdjj0kxyt0zs6.2a2y.html?508382 -------------------------------------------------- عنوان : سرنوشت ایسم‌ها و ایست‌ها‌چه شد؟ محمدکاظم انبارلویی -------------------------------------------------- متن : نگاه انسان به تاریخ ، هستی و خودش فوق العاده مهم است. این نگاه باید از دریچه عقل صورت گیرد. اینکه ما چه تعریفی از عقل داشته باشیم نیز مهم است. عقل، نور است. با این نور می توان سراغ تاریخ و هستی رفت و همه زوایای آن را دید. عقل، نور است. انسان با چراغ عقل، راه سعادت را از شقاوت می تواند خوب تشخیص دهد. طی سه قرن گذشته در غرب فیلسوفانی ظهور کرده اند که نگاه آنها به عقل و عقلانیت، ابزاری بوده است. آنها جهانی ساخته اند مملو از تناقض، فساد ، تباهی و تبهکاری و ستم. اغلب فیلسوفان غربی مسیری را رفتند که نبایستی می رفتند. اثرات سوء دیدگاه های فلسفی آنها در کشور ما دو نیروی چپ و راست را تغذیه فکری می کرد و آنها سوخت فکری و ایدئولوژیک خود را از این جماعت می گرفتند. نیروهای غرب زده با این سوخت فکری، دو نهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت را به مسلخ بردند و با نهضت اسلامی امام خمینی (ره) درافتادند. این سوخت فکری میلیون ها نفر را در جنگ جهانی اول و دوم به کام مرگ کشاند و پشتوانه تئوریک قتل عام میلیون ها انسان بی گناه شد. این محصول فکری بشر را از جنگ گرم عبور داد و به جنگ سرد و سپس تحریم ها رساند. سازمان تحریم ها با وقوع انقلاب اسلامی از اشغال لانه جاسوسی پدید آمد.امروز پس از نزدیک به 40 سال به عنوان یک سلاح موثر و نیرومند برای مقابله با انقلاب اسلامی به کار می رود. امروز هزینه جنگ نظامی و گرم به مراتب بالاتر از فایده آن است، حتی جنگ سرد هم پاسخگو نیست . آمریکا و اروپا با قدرت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و ایدئولوژیک خود هر کشور نافرمانی را با تحریم ها ادب میکنند. امروز سرمایه آمریکایی در هر کار،کارتل و تراست مالییا اقتصادی مثل خون در جریان است . سیستم تبادل پولی و بانکی تقریباً در تصرف آمریکایی هاست، آنها هر کشوری را بخواهند با همین سیستم تا سرحد تسلیم فلج میکنند. در این نبرد نه نیازی به شلیک گلوله و موشکی است و نه اخم و تخم جنگ سرد! ای کاش کسانی که برای گفتگو با 1+5 رفتند، کارکرد تحریم ها به ویژه تحریم بانکی را درک می کردند. حرف این مقال پرداختن به تحریم ها و جنگ سرد و گرم روزگار ما نیست، یک بحث تئوریک است. روزگاری در تهران ما، نخبگان برای فرآورده های فلسفی بویژه فلسفه سیاسی غرب سر و دست می شکستند. حتی گاهی جان خود را برای آن فدا میکردند. جریان مارکسیسم و لیبرالیسم بر اساس همین فرآورده های فکری، روزگار ما ایرانی ها را