پایگاه خبری الف 29 دی 1395 ساعت 15:44 http://alef.ir/vdceep8enjh8xni.b9bj.html?436545 -------------------------------------------------- یادداشت های پلاک نوزده عنوان : سخنی صریح و خیرخواهانه با علما ومراجع دینی در باره سینما اکبر نبوی/29دیماه 95 -------------------------------------------------- متن : 1 ــ من که این یادداشت را می نویسم به نظام مرجعیت اعتقاد دارم و اهل تقلیدم. 2 ــ شهادتین فقهی خود را همین آغازِ سخن گفتم تا از پیش، جلوی هرگونه سوتفاهم را بگیرم و اجازه ندهم که انگ زنان بتوانند براحتی تهمت مخالفت و انکار مرجعیت بر من جاری کنند. نوشتم براحتی، زیرا انگ زنان کار خود را می کنند. خواستم اقدام نادرست و اندیشه ی کژتابشان را دشوار کرده باشم. و نیز بتوانم بدون لکنت و پرده پوشی با مراجع محترم تقلید و علمای بزرگ حوزه های علمیه (بویژه حوزه قم) گفت و گویی نوشتاری داشته باشم. امیدوارم خداوند انگیخته و انگیزه ام را با صدق و خلوص همراه سازد تا پاداشی برای من و تاثیری بر عالمان گرامی داشته باشد. 3 ــ آقایان عزیز و بزرگوار! آیا غیر از واژه ی سینما که بارها و بارها شنیده اید، با سینما آشنایی دیگری دارید؟ چه زبانی دارد؟ از چه جایگاه شگفتی برای سخن گفتن با افکار عمومی برخوردار است؟ می دانید در کدام مرتبه ی تأثیر برای برانگیختن فرد و جامعه ایستاده است؟ می دانید سینما بخشی از کارکردهای خانواده، آموزش و پرورش، حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، دینی و... را در خود جای داده است؟ می دانید گزاره های نهفته در درام سینمایی چه گستره ای از تاثیر و چه ژرفایی از نفوذ دارد؟ آیا می دانید سینما با برخورداری از سه ساحت هنر/ رسانه و صنعت به یک نهاد اجتماعی بسیار قدرتمند تبدیل شده است؟ آیا درام و انواع آن را می شناسید؟ خواهش می کنم نفرمایید که ما را چه به درام و انواع آن. چرا که در جهان امروز، درام یکی از زبان های مهم و موثر برای سخن گفتن با مردم در گروه های سنی و طبقات و اقشار اجتماعی است. مگر جز این است که یک عالم دینی باید با زبان روز و قابل درک با مردم سخن بگوید؟ من توقع ندارم شما درام پرداز باشید و در این حوزه ی زبانی و بیانی متخصص؛ اما از نظر عقلی و منطقی گمان می برم که گرچه میخواهید، ولی نمی توانید بدون آشنایی با زبان های روز و چگونگی تاثیر این زبان ها بر اندیشه و روان و عاطفه ی مردم، راهنمایان و پاسخ دهندگان خوب و همه جانبه نگری به نیازهای آنها باشید. 4 ــ سینما سالهاست از شما پرسش دارد، چه پاسخی داده اید؟ آیا بجز نهی و رد و بیان های کلی و محدویت زا، مواجهه ی دیگری با سینما داشته اید؟ کدام شوق و رغبت را برای دیدار و همسخنی با سینماگران از خود نشان داده اید؟ تا چه زمانی می خواهید صرفا بر کرسی رهنمود بنشینید و در باره ی پدیده های جدید و از جمله سینما که شناخت کامل و درستی از آن ندارید، حرف های کلی و بدون تاثیر بزنید؟ پس کجاست آنهمه حرف و سخن در باره ی پویایی فقه. آیا فقه پویا، فقیه پویا و زمان شناس و مسلط بر زبان و ادبیات و اقتضائات زمان و جهان الگوها ( پارادیم ها ) و گزاره های منتشر در محیط زیست و زندگی انسان و جامعه و... نمی خواهد؟ مگر بدون فقیه پویا، فقه، خود بخود پویا و روزآمد می شود؟ چرا باب فقه هنر و زیر شاخه های اش همچون: فقه سینما، فقه موسیقی و ... را نمی گشایید تا ناچار نباشید نسبت به زمان، نیازها، پرسش ها و اقتضائات اش این قدر بی پاسخ و صرفا تماشاگر باقی بمانید؟ چرا همیشه منتظر پرسش و استفتاء نشسته اید؟ چرا به پیشباز پرسش های امروز و پیش بینی پرسش های آینده نمی روید؟ آیا تاکنون اندیشیده اید که داشتن نگاه جامعه شناختی، روان شناختی، فرهنگی و اجتماعی در کنار تفقه در قرآن و سنت و رجوع به اجماع، یکی از مهمترین شئونات یک مرجع تقلید است؟ آیا وجود عقل به عنوان یکی از منابع چهارگانه ی اجتهاد در فقه شیعه، صرفا تعقل فردی و محدود به مباحث متداول و رایج در حوزه های دینی و غافل از جریان ها و پرسش های زمان است؟ 5 ــ این پرسش ها را بدان روی مطرح کردم که شما بزرگواران لباس رسول خداوند حضرت محمد (درود خدا و پاکان و نیکان بر او و خاندان پاک و پاکیزه اش باد) را بر تن کرده اید. و اکنون می پرسم که حضرت رسول معظم(ص) در شناخت از مردمان، نیازهای طبیعی و فطری آنها، زمان، اقتضائات آن، ابزارها، شیوه های مواجهه و سخن گفتن با افکار عمومی و... چگونه عمل می فرمود؟ چه نسبتی میان خود و نخبگان و توده ی مردم برقرار می کرد؟ فقط مردم خدمت حضرت اش مشرف می شدند یا ایشان نیز، تشنه و مشتاق برای هدایت و آگاهی مردم بسوی شان می شتافت؟ مگر آن انسان کامل و عقل کل، به سان طبیب و پدری مهربان و از دل جان دوستدار مردم، زیست و زندگی مبارک خود را در راه بهبود و ارتقای کیفیت حیات جامعه بکار نمی گرفت؟ 6 ــ علمای بزرگوار! شما پناه و مرجع دینی مردم هستید. دین در متن روان فردی و جان جامعه زیست می کند و متجلی می شود. به تعبیر دیگر، ساحت دین گستره ی زندگی است و در این گستره، تکالیف عبادی مردم با حقوق دینی شان در کنار هم و با هم معنا می شود و به دین هویت اجتماعی می بخشد. تکلیف مردم پیروی از احکام دین است که با تفقه شما بدست آمده است. اما مردم و جامعه حقوقی هم بر گردن شما بزرگواران دارند. حقوق مردم پاسخ های راهبردی و دین ورزانه ی حضرات علما به نیازهای روز و زمان آنهاست.  عزیزان گرامی! باور کنید که زمان و جامعه منتظر من و شما نمی ماند. با سرعت در حال گذر است. نو به نو لباس می پوشد. پوست می اندازد. و صد البته که به معارف وحی و اندیشه های ناب آسمانی تشنه تر می شود. اگر با زمان و زبان آن آشنا نباشید، زمان از شما عبور می کند و شما ناچار خواهید بود به جای کنش فقیهانه، انفعالی ازسر جبر داشته باشید.