پایگاه خبری الف 21 فروردين 1396 ساعت 18:09 http://alef.ir/vdcfxydjvw6dvya.igiw.html?461106 -------------------------------------------------- عنوان : حمله ترامپ به سوریه هفت واقعیت را درباره وی آشکار کرد -------------------------------------------------- متن : مؤسسه مطالعاتی شورای آتلانتیک با اشاره به حمله اخیر ترامپ به سوریه نوشت این حمله باعث طرح سؤالاتی درباره رویکرد ترامپ در قبال نهادها و روندهای سیاسی آمریکا شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران، مؤسسه مطالعاتی شورای آتلانتیک در گزارشی به قلم دیوید فروم در پایگاه اینترنتی خود نوشت: زمانی که الکترال کالج، دونالد ترامپ را به سمت ریاست جمهوری برگزید، اختیارات مخوفی را به عنوان رئیس جمهور به وی  اعطا کرد. ناگزیر وی دیر یا زود از این اختیارات استفاده می کرد. وی هم اکنون از این اختیارات استفاده کرده است. هفت مورد از آشکارترین آثار اقدامات ترامپ بر نظام سیاسی آمریکا به شرح زیر است: اظهارات ترامپ توخالی است اگر موضعی در یکی از زمینه های سیاست خارجی وجود داشته باشد که ترامپ روی آن بیش از مسائل دیگر تاکید کرده باشد، مخالفت وی با توسل به زور در سوریه بوده است. مجله تایم توئیت های ترامپ در سال 2013 را گردآوری کرده است. برای مثال، وی در یکی از توئیت های خود نوشت: «ما باید خارج از جهنم سوریه بمانیم. «شورشیان» به بدی نظام فعلی هستند. در ازای دادن جان و میلیاردها دلار چه چیزی عایدمان می شود؟ هیچ.» این سخنان اندیشه های بیهوده یک ذهن پریشان نبود. وعده جنگ نکردن در سوریه بخش محوری پیام های ترامپ علیه هیلاری کلینتون بود. برای مثال وی بیست و ششم اکتبر 2016 در مصاحبه با رویترز گفت: «برای تمرکز روی (گروه تکفیری صهیونیستی) داعش چه باید کنیم؟ ما نباید تمرکز خود را روی سوریه معطوف کنیم. اگر به هیلاری کلینتون گوش کنیم، با جنگ جهانی سوم بر سر سوریه رو به رو خواهیم شد. طرف جنگ شما دیگر سوریه نیست، شما با سوریه، روسیه، و ایران طرف هستید.» این پیام - مبنی بر اینکه رای به کلینتون به منزله رای به جنگ جهانی سوم است که از سوریه آغاز می شود-  با تلاش ارتش (هواداران) ترامپ در رسانه های اجتماعی تاثیر خود را در داخل گذاشت. هیچ یک از وعده های انتخاباتی، و قول های جدی وی، حتی به میزان اندک هم الزام آور نیستند. اگر او می تواند وعده های خود را درباره سوریه نقض کند، ممکن است سخنانش را درباره هر موضوع دیگری تغییر دهد. ترامپ هیچ دلیلی برای اقداماتش ارائه نمی کند از روز اعلام استقلال آمریکا، دولتمران این کشور خود را مکلف دانسته اند دلیل اقدامات خود را، به ویژه اینکه چرا متوسل به زور می شوند، بیان کنند. اما ترامپ اینگونه نیست. وی در شب حمله اش به سوریه نخست احساسات (مخاطبان)  خود را به طور مستقیم تحریک کرد و سپس گفت: «منافع امنیت ملی آمریکا ایجاب می کند تا از گسترش و استفاده از تسلیحات مرگبار شیمیایی جلوگیری شود.» ترامپ برای برطرف کردن شک و تردیدها هیچ تلاشی نمی کند. ارائه دلیل موجب مشروعیت بخشیدن به اختیارات می شود. ترامپ هیچ اهمیتی به چنین مشروعیتی نمی دهد. از دیدگاه سیاسی وی، فرمانروایان باید فرمان دهند و کسانی که تحت فرمان آنها هستند، تمکین کنند. ترامپ اهمیتی به قانونی بودن اقداماتش نمی دهد ترامپ اوت 2013 تاکید کرد که اوباما باید قبل از حمله به سوریه موافقت کنگره را جلب کند. اوباما موافقت کرد و تلاش کرد موافقت کنگره را جلب کند، و کنگره درخواست وی را رد کرد و حمله ای هم انجام نشد. در مقابل، دونالد ترامپ در سال 2017 بر چه اساسی عمل کرد؟ ترامپ روندهای دولتی را نادیده می گیرد ما می دانیم که امکان یک روند مناسب بین سازمانی قبل از حمله (به سوریه) وجود نداشته است، زیرا هیچ یک از نهادهای ذیربط دولتی به جز وزارت دفاع، کارکنان کافی را برای مشارکت در چنین روندی ندارند. بدون معاونان نمی توان نشست معاونان برگزار کرد. هر تصمیم، خطرات و هزینه هایی به همراه دارد، و هر تصمیم گیرنده مسئولیت پذیری، بر بررسی مفصل و جداگانه هر یک از آن خطرات و هزینه ها تاکید می کند. اما ممکن نیست این  امر در مورد حمله ترامپ به سوریه صادق باشد. ترامپ به سوی رویارویی نظامی گام برداشت که پیامدهایی برای امنیت منطقه ای و جهان به همراه خواهد داشت. یکی از دوستانم درباره پیامدهای حمله ترامپ به سوریه گفت: «اگر این اقدام، سیاست خارجی خوبی بود، ترامپ آن را انجام نمی داد.» سیاست خارجی دشوار است، و حتی دنبال کردن بهترین روند، نتایج خوبی را تضمین نمی کند. شاید گاهی خوش اقبال باشید و بتوانید از عواقب یک روند بد جان سالم به در ببرید. اما هر احتمالی وجود دارد. از هر صد بار، 99 بار ممکن است روندهای بد منجر به نتایج ناخوشایندی شود. ترامپ متحدی ندارد ترامپ در دوره کوتاهی که از ریاست جمهوری‌اش سپری شده، با استرالیا، آلمان و چین دچار کشمکش شده است. فهرست اشتباهات او، فاحش و خجالت آور، طولانی و ناخوشایند است. مایه تعجب نیست که وی حتی به خود زحمت نداد قبل از جنگ سوریه متحدان و شرکایی دست و پا کند. همچنین با اینکه ترامپ پس از این حمله تا حدی از حمایت کانادا و انگلیس برخوردار شده است، پاسخ فرانسه و آلمان به این حمله چندان گرم نبوده است. آلمان اقدام آمریکا را «غیرقابل درک» توصیف کرد، و از هر گونه تایید آن خودداری کرد. فرانسه تاکنون حتی جرات این کار را هم نداشته است. اما حتی از سوی کانادا و انگلیس هم تاکنون هیچ نشانه ای از هر گونه کمک قابل توجه مشاهده نشده است. سیاست خارجی که با تک روی پیش رود، تنها و تک رو هم باقی می ماند. ترامپ هیچ طرحی برای پایان جنگ سوریه ندارد هر فرد مدبری در عرصه سیاست خارجی معتقد است که «هر جنگی باید پایان یابد.» جنگ سوریه هم یک روز پایان خواهد یافت. دونالد ترامپ، زمانی که نامزد ریاست جمهوری بود تاکید کرد که آمریکا هرگز نباید بدون داشتن بینشی روشن درباره پایان جنگ در سوریه، به چنین جنگی ملحق شود. وی در سخنرانی خود در «مرکز منفعت ملی» در آوریل 2016 گفت: «اگر یک راه جایگزین وجود داشته باشد، در اعزام نیروی نظامی درنگ نخواهم کرد. اما اگر آمریکا تصمیم به جنگ بگیرد، باید برای پیروزی بجنگند. هرگز بهترین (نیروهای) خود را به درگیری اعزام نمی کنم، مگر اینکه لازم باشد- و تنها در صورتی این کار را می کنم که ما طرحی برای پیروزی داشته باشیم.» در حال حاضر نیروهای ارتش اعزام شده اند. اما طرح پیروزی ترامپ کجاست؟ اصلاً تعریف وی از پیروزی چیست؟ هیچ. کاری که ترامپ کرده است مانند اقدام نظامی است که جرج دبلیو. بوش، رئیس جمهور اسبق آمریکا با پرتاب یک موشک دو میلیون دلاری به یک خیمه صورت داد؛ موشکی که به یک شتر اصابت کرد. حمله ترامپ، بیشتر نمادین و احساسی بود تا حمله ای تعیین کننده و سرنوشت ساز. این حمله بیشتر برای ارسال نوعی پیام بود تا چیز دیگر. این حمله باعث می شود سران روسیه و سوریه گزینه های مختلفی برای پاسخ داشته باشند، و شاید باعث شده باشد تا آمریکا گام های بالقوه بعدی را بردارد که رئیس جمهور حتی تصورش را نمی کرد و قصد انجام دادن آن را ندارد. ترامپ خوش اقبال است که مخالف ندارد یکی از دوستانم در یکی از دولت های آمریکا به شوخی می گفت: «راز موفقیت ما در دولت این است که بین خودمان مخالف نداریم.» این اظهارنظر در مورد حزب جمهوریخواه آمریکا حتی مصداق بیشتری دارد. اقدام ترامپ با حمایتی از جانب دموکرات ها رو به رو شده است که اوباما هرگز چنین حمایتی را از جمهوریخواهان دریافت نکرده بود. در پائیز سال 2013، حتی مارکو روبیو، جمهوریخواه تندرو- که همواره خواستار اقدام علیه اسد در سوریه بود- با درخواست اوباما برای دریافت مجوز چنین اقدامی مخالفت کرد. روبیو در توضیحاتش درباره مخالفت با این درخواست اوباما، به اشکالات موجود در راهبرد و میزان پایبندی اوباما اشاره کرد و گفت: «من هنوز مطمئن نیستم که توسل به زوری که در اینجا پیشنهاد شده است، مؤثر باشد... من معتقدم آن نوع اقدام نظامی آمریکا که در اینجا مطرح شده است، غیرسازنده خواهد بود.» به طور قطع، نکاتی که روبیو ذکر کرد، تا حدی معتبر بود. قطعاً این نکات در حال حاضر حتی مصداق بیشتری دارند- با این حال، دموکرات ها، از چاک شومر گرفته تا نانسی پلوسی تا حتی الیزابت وارن از اقدامات ترامپ حمایت کرده اند. پلوسی از این اقدام به عنوان اقدامی «متناسب» تمجید کرد. شومر حتی پا را از این فراتر نهاد و گفت: «اطمینان از اینکه اسد می داند زمانی که مرتکب چنین اقدامات خشونت آمیز نفرت انگیزی می شود، تاوان آن را خواهد داد، اقدام مناسبی است.» بر خلاف روبیو که می دانست هر اقدام عملی در رقابت آینده ریاست جمهوری جمهوریخواهان مستلزم مخالفت کامل با هر گونه اقدام اوباماست، دموکرات‌ها دست کم در حال حاضر مسامحه کاری می کنند.