پایگاه خبری الف 22 فروردين 1396 ساعت 13:31 http://alef.ir/vdcgyq9t7ak93q4.rpra.html?461198 -------------------------------------------------- عنوان : «پدر» بر شکوه دستان پینه بسته‌ات بوسه می‌زنم -------------------------------------------------- متن : پدر؛ عرق جبین تو، جان مایه حیات هر انسانی است و در فراز و فرود های زندگی، لنگرگاه امن و مطمئن خانه و کاشانه هستی؛ ضمختی دستان تو حکایت غریبی از تنگناهای روزگار است و نقوش نقش بسته بر پیشانی ات، یادگار اوج تلاش و پشتکار. فارس- امروز سیزدهم رجب المرجب، زاد روز تجسم بی بدیل عدالت، مولود زیباترین خانه خلقت و جلوه بی مانند انسانیت، مولی الوحدین علی (ع) است. بهانه این مولود مبارک، نامیدن این روز بزرگ به نام پدر است و خلقت والاترین پدران عالم، سبب ساز و بهانه ای برای پاسداشت مقام و منزلت ناب ترین گوهر هستی که پدر نامیده می شود. چه زیبا تناسب و پیوندی است بین ولادت شکفتن شکوفه بی همتای خلقت، با سالیاد پاسداشت پدران ایران زمین؛ علی(ع)، او که آموخت هرجا که جای مهر پدری خالی است و گَرد یتیمی پیشانی کودکی را پوشانده و خاطرش را مکدر ساخته است، می توان پدر بود تا جامعه را از یتیمی و بی مهری رهایی بخشید و آن وقت است که می توان خیبر دل ها را فتح کرد. پدر؛ اوج صلابت، بخشش بی منت و عطوفت و جوهره بی مانند مردانگی است. او کهکشان بی انتهایی از صفات بزرگ انسانی است و خالق زیباترین اوصاف خداوندی و تلفیق پایمردی، مروت و خلوص و بی آلایشی است. نگاه پر معنایش ترجمان مهرورزی، نجابت و غرور ش اوج بزرگی، صفای وجود و زمزمه کلامش روح نوازترین نغمه هستی و صدای پرصلابت و سکوت او، نشانه ای از درایت و خردمندی است. ای پدر! تو را نتوان جز این نام، نام دیگری نامید و نشود جز در مدار دایره هستی و جاودانگی، حریم دیگری متّصور شد. عرق جبین تو، جان مایه حیات هر انسانی است و سینه ات گنجینه اسرار و افق دیده تو، کانون و نویدبخش امید ماندگار است. پدر! خطابت می کنیم تا بنوازد خطاب پدرانه ات روح و روانمان و تسلی بخشد حال مضطرب و پریشانمان را. تو گرانیگاه امن و اعتماد بخش ترین مخلوق برای هر انسان در طریق زندگی هستی؛ بی تکّلف می بخشی و تحدیدی در مهرورزی و بخشش تو متصّور نیست. پدر!می گویمت تو را که بنیان گذار بی بدیل هر خیر و سعادتی و نفس مسیحایی تو رهنمون می کند دل و جانمان را به فلاح و رستگاری و کشتی نوح زندگیمان در دریای متلاطم هر عصر و زمان هستی. پدر! می نامیم تو را که سزاورترین تقدیس ها منحصر در ذات تو خلاصه می شود و بودنت مأمن و آرامش بی پایان است و نبودت غم جانگاه و نقصی آشکار. پدر! تو تپش عشق بی پایان هستی، آن صبحگاهان که با تلنگر عشق از خانه بیرون می روی و با کشش عشقی فزون تر، دوباره باز می گردی. پدر! در آوردگاه و فراز و فرود های زندگی، لنگرگاه امن و مطمئن خانه و کاشانه هستی؛ آن زمان که رنج های فراوان و جانفرسا، تن تو را می خراشد و اما خم نمی شود قامت استوار، محکم و سرو گونه تو؛ ضمختی دستان تو حکایت غریبی از تنگناهای روزگار است و نقوش نقش بسته بر پیشانی تو، یادگار اوج تلاش و پشتکار. پدر! نقطه اشتراک همه خوبی ها هستی و دایرةالمعارفی از رساترین فریادها؛ دستی که بر سرمان می کشی، آرامش بخش ترین نوازش هاست و لبخندی که می زنی قشنگ ترین تصویرهاست. آن روز که نخستین پلک زدن هایمان باعث رؤیت روی ماه تو شد، جز نسیم مهرورزی نوازشگر وجودمان نبودی و آن زمان که نصیحت گری می کنی، جز خیرخواهی از آن متصور نمی شود. بی تو! شکوه جهان، ویرانه ای است مسکوت و بی هیاهو و بن بستی می شود در هزار توی رنج های زندگی که گره آن به دست توانای تو باز می شود. می ستایمت تو را که رونق کوچه های سردسیر حیاتم هستی و شادی بخش روزهای غمناکی و بی کسی. سنگ صبور دلتنگی هایم هستی و در برابر توفان های بی رحم زندگی، پشتوانه ای سترگ؛ لبخند پدرانه تو، نُت متوازنی از آهنگ زیبای زندگی ام هست و یاد و نام تو زیبنده صحیفه حیات. امروز روز تکریم همه پدران عالم است و موسم بوسه زدن بر دستان پرگوهر آنها که نعمت پربرکت پدر در سفره زندگی شان جای دارد، در دست بوسی او گوی سبقت می ربایند و آنها که از مهر پدری محروم شده اند، با خاطرات شیرین او جشن می گیرند و آرام می شوند. یادمان باشد! اگر امروز قدردان این مروارید های گران سنگ زندگیمان باشیم، تلألو بی پایان آنها، افق ها و آرزوهای بی منتهای امروز و فردای مان را روشنایی می بخشد و نگاه پرعطوفت و قلب راضی از رفتارمان، بیمه گر تمام آنات و لحظات زندگی مان خواهد شد. پدر قصیده عشق است، همه دانند/ پدر چکیده حلم است، همه دانند. اگر عطوفت محضی طلب داری/ پدر عصاره عشق است، همه دانند.