پایگاه خبری الف 30 ارديبهشت 1396 ساعت 13:57 http://alef.ir/vdchqxnkv23nqwd.tft2.html?473970 -------------------------------------------------- عنوان : همه برد و باخت جریان انقلاب محسن مهدیان/ 30 اردیبهشت 96 -------------------------------------------------- متن : روحانی انتخاب مردم است و همه ما وظیفه داریم کمک این دولت باشیم. از امروز روحانی رقیب نیست و رئیس جمهور منتخب کشور ماست؛ این از باخت. اما این انتخابات برای ما توفیقات بزرگی داشت که با هیچ انتخاباتی قابل قیاس نیست. نباید بدون توجه به این رشد سیاسی اجتماعی، شکست و پیروزی را تنها روی تعرفه ها تحلیل کرد. یکم. رشد جریان انقلابی رشد جریان انقلابی در این دوره از انتخابات معنادار بود. رسیدن به وحدت واقعی و حقیقی، آرزوی جریان متدین و انقلابی بوده است. سالها بود وحدت های واقعی به ائتلاف های یک شبه و پشت درهای بسته ریش سفیدی تقلیل می یافت. این دوره وحدت جنس دیگری داشت. "وحدتی خودجوش و درونی" که دو سطح پیدا کرد؛ هم "وحدت در راس" و هم "وحدت بدنه". وحدت در بدنه کمال و بلوغ وحدت های سیاسی است که در این انتخابات، بی سابقه و خودجوش رقم خورد. این انتخابات با شکل گیری یک جبهه انتقادی 16 میلیونی متحد و منسجم پایان یافت. این قدرت را دست کم نباید گرفت. از این جمع متحد کارهای بزرگی ساخته است. دوم. رشد اجتماعی مردم در این انتخابات خیلی از مسائل روشن شد. شناخت دقیقی از رویکردها و رفتارهای این دولت برای مردم شکل گرفت. این شفافیت را نباید دست کم گرفت. تصویر درستی از این دولت در جامعه و در تاریخ ایجاد شده است. این دولت از امروز با یک تصویر واقعی باید کار کند. این رشد اجتماعی تنها مربوط به شناخت دولت نیست. دیگر جریان های سیاسی نیز شفاف شدند. یک قلمش تصفیه احمدی نژاد بود. یک قلمش وزن کشی سیاسی اصولگراها بود. یک قلمش تعیین تکلیف افرادی نظیر لاریجانی و غیره بود و... سوم. رشد رویکردی جریان انقلاب جریان انقلابی در لابه لای ضعف و شکست باید رشد کند. انتخابات مجلس یک تکانه بود. مهمترین آسیب شناسی از انتخابات مجلس این بود که جریان انقلابی بین مستضعفین نیست و باید به هویت اصیل خودش بازگردد. اما آسیب شناسی این انتخابات که بسادگی هم بدست نیامد این است که جریان انقلابی باید با طبقه "متوسط شهری" ارتباط بگیرد و بدور از رقیب هراسی های رقیب، چهره واقعی خودش را نشان دهد. جریان انقلابی باید بتواند حصر درونی اش را بشکند و جامعه را یکدست ببیند. انقلابی گری یعنی کل جامعه را برای انقلاب دیدن. در این انتخابات در همین راستا گام بلندی برداشته شد. چهارم. احیای سرمایه های انقلابی نتیجه این انتخابات برای جامعه انقلابی ما، احیای مجدد سرمایه های انقلاب بود. سرمایه هایی که به بهانه های نادرست حذف شده بودند و حالا با شفاف شدن عرصه و جلوه صریح تر حق و باطل، قدرشان شناخته می شود. قالیباف یکی از انهاست. دیگرانی هم بودند که در این انتخابات احیا شدند و این نیز کم دستاوردی نیست. پنجم. رشد مدل ارتباطی با مردم در این انتخابات اصولگراها با مدل رشد یافته تعاملی وارد صحنه شدند. اینبار بجای شعارهای کلی و گفتمانی، از مردم و معیشت آنها گفتند. بجای مدل های تبلیغی گعده ای برای هواداران، سراغ جذب دیگر گروه های مردمی رفتند. رقیب نگذاشت تصویر درستی از جریان انقلابی ایجاد شود وگرنه وزن کشی دقیق تری صورت می گرفت. اما این ناجوانمردی در "تصویر غلط" و "دروغ نمایی" و "رقیب هراسی" خیلی دوام نمی آورد. بزودی پرده های خواهد افتاد اگر جریان انقلابی همین راه را ادامه دهد. این راه در دو محور خلاصه می شود. یکم ارتباط مستقیم با طبقه متوسط و مستضعفین. دوم. وحدت درونی در راس و بدنه. البته جریان انقلاب در این انتخابات بدون آسیب نبود که این نیز باید تحلیل شود.