پایگاه خبری الف 2 شهريور 1394 ساعت 11:37 http://alef.ir/vdcjiye8yuqehmz.fsfu.html?290650 -------------------------------------------------- عنوان : همه گاف هایِ یک سریال به ظاهر مذهبی (در نقد سریال تنهایی لیلا) بخش تعاملی الف - امین میرزائی -------------------------------------------------- اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند. متن : قصد نداشتم که درباره سریال ضعیف و سطحی این شب های تلویزیون - تنهایی لیلا - مطلبی بنویسم، و وقت خود و خوانندگان را در نقد مجموعه ای که حداقل استانداردهای تلویزیونی را فاقد است هدر بدهم. از این قبیل سریال هایِ به اصطلاح "کیچ مووی"، در تلویزیون های ماهواره ای فراوان پخش می شوند و البته هیچکدام داعیه تبلیغ و ترویج دینداری ندارند. امّا مشکل اینجاست که جناب حامد عنقا مصاحبه کرده اند و اثر معیوب خود را نمونه اعلایِ فرهنگِ دینی دانسته اند! اینجاست که پایِ منِ فیلسوفِ دین پژوه به داستان باز می شود، تا از دینداری مورد نظر ایشان خرده بگیرم و ساحت شریف دین محمّد را از چنین مواردی پاک بدانم. مرا می بخشند اگر تند و با صراحت سخن می گویم و ارزشی برای فیلم نامربوط ایشان قائل نیستم. پای اعتقادات که وسط بیاید، دهان بدعت گذار ایشان را باید بست که فرهنگِ فرار از خانه را ترویج کرده اند. جالب آن که روایت منقول در ابتدای سریال را تحریف معنوی کرده اند و عدم دوراندیشی و یتیم گذاردن فرزندی را که از این ازدواج نامناسب به جا مانده همسان شهادت خوانده اند. وقتی بر اساس فقه اسلامی عیوبِ منجر به فسخ نکاح مانع از اجرای حکم است، بی تدبیری کسی که از مرگ قریب الوقوع خود خبر دارد چه محمل شرعی می یابد و تکلیف نوزادی که بیماری را از پدر خود به ارث برده چه می شود ؟! اگر تحریک کنندگی لیلا به حدی ست که متولّیِ بیمار و رنجور و دمِ مرگِ امام زاده را از پشت پنجره به "خودسوزانی" می کشاند، تکلیفِ آن رقیبِ عشقی روشن است. حال چه شده که لیلا چندبار او را به خانه خلوت راه می دهد و جان سالم به در می برد؟! گویا جناب شایان خوددارتر و از یک نظر دیندارترند! میردامادِ را از گور بیرون کشیدن و داستان حماسی او را چنین قلب کردن، به همین سطحی نگری می انجامد. اگر قرار بر خودسوزی است، کلّ کادر فیلمبرداری - متشکل از زن ومرد - صبح تا شب و شب تا صبح باید مشغول سوزش باشند، به ویژه با نماهای کلوزآپی که از هنرپیشگانِ زن ارائه می دهند! گیریم که محمّد دعای شب عرفه را نخوانده، و از غیرتِ علوی و حسینی بویی نبرده، و از خضر و لقمان و حکمتشان چیزی نشنیده و به عفاف یحیی و عیسی هم پشت کرده ؛ لطیف را چکار کنیم که دم به دم - و با شکایت مضروبان- در زندان است، امّا از ربایندگانِ ضاربِ خود شکایت نمی کند و کتکی را که می خورد به نوشِ جان پذیرا می شود؟! به نویسنده و کارگردان و تهیه کننده پیشنهاد می کنم دعای شب عرفه را به دقت بخوانند، و داستان یحیی و "حَصور" بودن حضرتش را به یاد آورند، تا فرق دینداریِ شکوهمندانه و متکی به اسماء الله الحسنی را، با پخمگی و کودنی و بی جنبگی متوجه شوند. از پلیسِ به ظاهر قانونمند سریال چه بگویم که زن باردار و پا به ماه را - به صرف ادعای اثبات نشده مدعی کذایی- به کلانتری فرا می خواند و به زندان می اندازد! نقطه مقابلِ رفتار علی بن ابی طالب علیه السلام که به زنِ معترف به زنا هم، تا دو سال پس از تولّد نوزاد مهلت می داد تا مگر فرجی حاصل شود و اقاریر چهارگانه تحقق نیابد. نویسنده از مسأله مهم حال و ملکه غافل مانده، و اسکیزوفرنی هیستریانیک را با تبدیل ملکه به ملکه یکی گرفته. اگر تحوّل درونی و یک شبه همه آدم ها ممکن می بود دنیا بهشت می شد. امّا چنین نیست و اسم مُضلّ الهی به همان سان که اسم هادی، کلّ یومٍ در شأن است. به تعبیرِ اکابرِ عرفاء، ذبذبه صورت به صورت جز در قالب حال به حال محال است و کسی که عمری به صراطی رفته به سادگی از آن صراط بر نمی گردد. این است که ما را به ردّ خبر فاسق امر کرده اند و از اعتماد به کسی که نمی شناسیم و راه دادن او به اندرون (کاری که محمد با لیلا و لیلا با آن زن غریبه می کند) منع کرده اند. آری عِرق اثر می کند و شجره طرف مقابل در نسلش مؤثّر می افتد و روایت مستند "أُستُر ذَهَبِک و ذِهابِکَ و مذهبک" اینجاست که موضوعیت می یابد. سخن آخر این که بین رفتار لیلا با افراد مؤنّث پیوسته به داعش تفاوتی نمی بینم و سطحی نگریِ فاحشِ داعش - تقلیل دین به نماز و چادر و [...] - را از توالی فاسد این سریال می دانم.