پایگاه خبری الف 20 آذر 1392 ساعت 8:49 http://alef.ir/vdcjyoe88uqeyyz.fsfu.html?208002 -------------------------------------------------- عنوان : جوان تعویض روغنی متخلف، شیرفروش کم فروش، مرغ فروش آب فروش بخش تعاملی الف - محمد رضا شیروانی -------------------------------------------------- اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند. متن : انسان همیشه در معرض امتحان الهی است و این که چگونه و چه زمانی و چه مقدار مورد این امتحان قرار میگیرد را خدا می داند. اما اینکه ما انسان ها چقدر این مطلب را به دل باور داشته باشیم بستگی به درجه ایمانمان دارد. فرقی نمیکنه که اداری باشی یا غیر اداری. کارمند هستی یا کاسب تولید کننده هستی یا توزیع کننده. فرا دست هستی یا زیر دست. حقیقت امر از اینجا شروع شد که چند روز پیش از شهری عبور می کردم بین راه دقایقی بخاطر کاری که داشتم ماشین رو روبروی مغازه تعویض روغنی پارک نمودم تا جهت انجام کار، که مدت زمان آن مشخص نبود رفتم جوانی رو دیدم که در مغازه تعویض روغن و پنچرگیری مشغول بود مشتری آمد تا روغن ماشین ۲۰۶ رو عوض کنه، مشتری بعداز شنیدن توضیحات فروشنده جوان، روغن پلمپ درجه ۱ رو خرید و جوان مشغول تعویض روغن ماشین شد. من برای انجام کار مورد نظرم رفتم و طی تماس تلفنی خبردار شدم که میبایستی حداقل نیم ساعت انتظار بکشم. دوباره به سمت ماشینم رفتم و از شیشه ماشین که پایین بود متوجه شدم که تقریبا کار اون مشتری در حال اتمام و تسویه حساب است. مشتری ضمن تشکر و خداحافظی مغازه را ترک کرد و رفت. اما ماجرا از اینجا شکل گرفت که بعد از رفتن مشتری، جوان به سمت چهار لیتری روغن قبلی رفت و چون به طرز ماهرانه ای باز کرده بود با بشکه های روغن تصفیه شده ۴ لیتری دوباره پر کرد و در قفسه قرار داد. تا مشتری بعدی رو هم فریب دهد. اگر چه هدفم از نوشتن این مطلب تخریب دیوار اعتماد بین کاسب و مشتری نیست. اما اعتماد و اطمینان بیش از حد هم گاهی اوقات کار دستمان می دهد. راستی تا حالا شده که ما بعد از تعویض روغن، ظرف قبلی رو از فروشنده بخواهیم؟ مگر ما پول ظرف + وکیوم + پلمب نمودن آن را پرداخت نکرده ایم؟ پس اینکه در اول متن بیان نمودم که آزمون الهی سن و سال و جنسیت و پست و مقام نمی شناسد از این جهت بود. خیلی برای این جوان ناراحت شدم که در عنفوان جوانی راه حرام رو پیشه خود نموده است. بحث اصلی من تنها این جوان نیست چند روز بعد هم مطلع شدم یکی از شرکت هایی که مرغ منجمد می فروخته با سرنگ حدود ۳۰۰-۴۰۰ گرم آب قبل از انجماد به طرز ماهرانه ای داخل شکم مرغ مینموده و مشتری بیچاره بعد از رسیدن به خانه متوجه می شود که آب رو به قیمت کیلویی .... هزار تومان خرید نموده است! به هر حال گزارش و اثبات قضیه به مسولین رسید و شرکت مورد نظر بهای این کار را پرداخت نمود اما وجدان کاری کجاست؟ شغل های مختلف روش های مختلفی هم برای پیچیوندن مشتری و فریب دادن وجود داره. اینها تنها مشتی از نمونه خروار بود. خیلی از اوقات مشتری قصور در دقت خرید دارد. فاکتور مطالبه نمی کند. برند و مارک اصلی و شبیه سازی شده را از فروشنده توضیح نمی خواهد. اعتماد بیش از حد همه جا خوب نیست. حضرت امام حسین ع علت تاثیر ناپذیری سخنانش در روز عاشورا در دل دشمنانش، لقمه حرام می دانند در قرآن مجید: ویل للمطففین بیان از رفتار و منش انسانی و اسلامی دارد. اخیرا در بعضی از پاکت های شیر وزن را ۸۵۰ گرم نوشته اما بعد از توزین ۷۵۰ گرم مشاهده مینمایی. پس این تولید کننده و وجدان کاری و انضباط اجتماعی فاصله بسیار دارد اما مطلب اصلی اینجا بود که از طریق پیامک و شماره موبایلی که در روی آن درج شده بود پیام فرستادم و سوالم رو جواب خواستم بعد از ارسال ۴ پیامک ارتباط با مشتریان آن شرکت فقط جواب سفید و خالی برایم ارسال نمود جوابی که شاید سرشار از ناگفته هاست. جوابی که حق الناس را به گردن و قیمت گزافی خرید اینجا دیگر فروشنده و مشتری مقصر اصلی نیستند اما اینکه تطبیق فاکتور و کالا توسط مشتری و یا فروشنده در هنگام خرید صورت پذیرد از وظیفه ما نمی کاهد باز هم فرمایش و تاکید مقام معظم رهبری مبنی بر وجدان کاری و انضباط اجتماعی را مد نظر میاورم که بیاییم فرهنگ خرید و فرهنگ فروش و فرهنگ مشتری مداری را تمرین نماییم و چه مدینه فاضله ای خواهیم داشت اگر همه و همه وجدان کاری و انضباط اجتماعی را در حد و اندازه خویش رعایت نماییم. به امید آن روز