پایگاه خبری الف - آخرين عناوين فناوری :: نسخه کامل http://alef.ir/tech Sat, 09 Sep 2017 10:15:04 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://alef.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری الف http://alef.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Sat, 09 Sep 2017 10:15:04 GMT فناوری 60 چگونه اعتیاد به گوشی را ترک کنیم؟ http://alef.ir/vdchiwnmw23nvmd.tft2.html?509529   اعتیاد به گوشی معضل انسان امروز است. پدیده‌ای که وابستگی بیش از حد آن می‌تواند فرصت انجام کارهای دیگر را در فعالیت‌های روزانه ما بگیرد. هر چه بیشتر به سمت دنیای تکنولوژی پیش می رویم و در این دهکده جهانی گشت و گذار می کنیم.عبارت«دنیای مجازی»  بیشتر هویت خودش را از دست می دهد. به اندازه ای که گاه کمیت حضور آدم ها در فضای سایبری از معاشرت در دنیای واقعی پیشی می گیرد و این دنیای مجازی است که برای کاربرها رنگ و بوی حقیقی می گیرد؛ تا جایی که تلفن های همراه را می توان جزء جدانشدنی انسان امروز دانست، وسیله ای که انقدر صاحبانش را در خود غرق می کند که دیگر اجازه و زمانی برای سایر فعالیت های لازم و روزمره به جا نمی گذارد. احتمالا برای بسیاری از شما پیش آمده که با خانواده در یک خانه و زیر یک سقف باشید، اما به جای صدا کردن و گفت و گو با شخص مورد نظرتان در همان خانه و زیر همان سقف ترجیح داده اید تا با فرستادن پیغام در تلگرام و واتس آپ پیامتان را به او منتقل کنید یعنی انقدر به این وسیله کوچک توی دستتان وابسته شده اید که ترجیح می دهید ساده ترین حرفهای یومیه را هم در همین شبکه های اجتماعی رد و بدل کنید. اعتیاد و وابستگی به گوشی های هوشمند در چند سال اخبر به قدری در میانمان همه گیر شده که بخش زیادی از فعالیت های مفید روزانه ما را تحت الشعاع قرار داده است. گوشی های هوشمندی که نمی شود آنها را از زندگی حذف کرد ولی با رعایت برخی نکات می توان از وابستگی به آن کم کرد.   ساعت ها را کوک کنید بدیهی ترین راهی که در ابتدا به ذهن می رسد این است که ساعات زمانی ای را که صرف وقت گذرانی با گوشی می کنید محدود  نمایید. یکی از روش هایی که می شود از آن استفاده کرد این است که ساعت هشدار گوشی تان را فعال کنید. به عنوان مثال طی یک قرارداد شخصی، برنامه ریزی روزانه داشته باشید، سعی کنید مطابق با آن شبانه روزتان را جلو ببرید و در راستای آن خودتان را در یک محدوده زمانی خاص مجاز به استفاده از گوشی کنید. به خودتان هدیه دهید یکی از روش هایی که در کم کردن وابستگی می توان از آن استفاده کرد و همیشه جواب گرفت، در نظر گرفتن هدیه و جایزه برای خودتان است. این راهکار روشی است که شاید پیش پا افتاده به نظر برسد؛ اما تاثیرگذار است به طور مثال در ازای هر تعداد ساعتی که در استفاده از گوشی صرفه جویی می کنید می توانید خودتان را به یک خرید ساده یا صرف یک وعده غذایی لذیذ مهمان کنید.     گوشی را به طور کامل حذف نکنید سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. برای همین اگر عزمتان را جزم کردید تا کمتر خودتان را در فضای مجازی  غرق کنید آهسته و پیوسته پیش بروید . این ضرب المثل را فراموش نکنید که تب تند زود عرق می کند؛ پس این روش را از ذهنتان بیرون کنید که بخواهید به طور کلی گوشی را کنار بگذارید چون مدت زمان زیادی طول نمی کشد که قید تصمیم تان را می زنید و دوباره رویه قبلی را پیش می گیرید. از طرف دیگر اینکه قطع کردن ناگهانی استفاده از گوشی باعث می شود که ناخودآگاه نگران و مضطرب باشید. بنابراین بهتر است که رفته رفته زمان استفاده را کم کنید به عنوان مثال اوایل روزی نیم ساعت، روزهای بعد روزی یک ساعت و بیشتر گوشی را دور از خودتان بگذارید اگر در محل کار یا در خانه هستید سعی کنید موبایل را جایی بگذارید که جلوی چشم و در معرض دید شما نباشد یا ترجیحا آن را روی حالت بی صدا بگذارید تا صدای پیام های پرشماری که مدام به تلگرام واتس آپ و ... می آید شما را وسوسه  و در نهایت حواستان را از کار، مطالعه یا معاشرتی که دارید پرت نکند. به کوه و کمر بزنید یکی دیگر از کارهایی که می توان برای  ترک اعتیاد به موبایل انجام داد رفتن به کوه و کمر برای پیک نیک است. یعنی مکان ها و مناطقی که به خاطر بکر بودنشان سرویس های مخابراتی و اینترنت جواب گو نیست برای همین هم خواه ناخواه استفاده از گوشی امکان پذیر نیست. اما اگر به سراغ این روش رفتید برای اینکه سایر دوستان و آشناها را از نگرانی در بیاورید بد نیست که پیش از سفر در همان شبکه های اجتماعی که عضو هستید به آنها اطلاع رسانی کنید تا همگی باهم آسوده خاطر باشید.     افکارتان را عوض کنید تغییر فکر شما باعث تغییر احساسات و رفتارهای شما می شود. به عبارت دیگر اگر تفکر خودتان را در مورد استفاده از تلفن همراه عوض کنید می توانید احساس راحتی کنید و کمتر از آن استفاده کنید.  برای همین هر بار وقتی این فکر به سرتان زد که بیشتر از حد مجاز موبایل چک کنید، پیش از اینکه وارد عمل شوید این را در نظر داشته باشید که آیا واقعا چک کردن پیام های فان یک کانال تلگرامی یا یک صفحه در اینستاگرام در فاصله های زمانی کوتاه تا چه اندازه ضروری است؟ یا اگر کمی دیرتر به سراغ آنها بروید چه اتفاق خاصی در دنیای شما خواهد افتاد؟     به فکر گزینه های جایگزین باشید اولین کاری که در این مرحله باید انجام دهید این است که محرکها را بشناسید، یعنی چیزهایی که شما را به این موضوع سوق می دهند تا مدام زمان خود را با گوشی سپری کنید. وقتی این محرکها را شناختید به فکر گزینه های جایگزین باشید یعنی چیزهایی که می تواند همان نیازها را برای شما برطرف کند. به عنوان مثال اگر زمان زیادی را در گروه های مختلف مجازی می گذرانید چون تمایل بیشتری برای داشتن ارتباط اجتماعی دارید؛ بهتر است این زمان را صرف رابطه ها و گپ وگفت های حضوری و چهره به چهره کنید. هزینه فرصت های از دست رفته را حساب کنید وقتی شما زمان زیادی از وقت خود را صرف گشت و گذار در پیج های مختلف اینستاگرام می کنید یا مدام پیام های کانال های تلگرامی را از یک گروه به گروه دیگر می فرستید به این فکر کنید که در ازای صرف کردن این زمان چه کارهای دیگر می توانستید انجام بدهید. از گپ و گفت با اعضای خانواده گرفته تا لذت دیدن یک فیلم خوب یا رفتن به یک کلاس هنری     عادت های جدید را کشف کنید آدم ها به دلایل مختلفی سراغ گوشی می روند که می تواند شامل بازی کردن، پیام فرستادن یا تماس های تلفنی باشد که در این میان بعضی از آنها عادت های ضروری است؛ مثل رد و بدل کردن  ایمیل ها و تماس های کاری اما در این بین می شود عادت هایی را پیدا کرد که چندان ضروری نیست و می شود برای آن جایگزین در نظرگرفت؛ مثل بازی های موبایلی که برای جایگزین آنها می شود سراغ بازی های رومیزی و دست جمعی رفت. مجله مهر ]]> فناوری Sat, 09 Sep 2017 05:44:02 GMT http://alef.ir/vdchiwnmw23nvmd.tft2.html?509529 بعد از اپل نوبت به گوگل رسید/ ۲ اپلیکیشن ایرانی اسنپ و تپسی هم از پلی استور حذف شد http://alef.ir/vdcfc1dt0w6dxja.igiw.html?509482 به دنبال حذف اپلیکیشن‌های ایرانی، اپلیکیشن اسنپ و تپسی از فروشگاه گوگل حذف شدند. داستان حذف اپلیکیشن‌های ایرانی در حالی وارد فاز جدید خود در سیستم عامل اندروید شده است که گوگل پلی به توسعه دهندگان جدید ایرانی اجازه داده است تا به پنل برنامه نویسی برای کشور ایران دسترسی پیدا کنند. هنوز مقامات گوگل اظهار نظر رسمی در این باره نکرده‌اند اما در کنار تاکسی آنلاین اسنپ و تپسی ، اپلیکیشن زودفود متعلق به تپسی نیز از گوگل پلی حذف شده است. به همین دلیل کاربران ایرانی مجبورند فایل apk را از سایت‌هایی مانند کافه بازار دانلود کنند. هنوز خبری از وعده وزیر ارتباطات مبنی بر پیگیری حقوقی بستن اپ‌های ایرانی در اپ استور هم نشده است. ]]> فناوری Fri, 08 Sep 2017 14:27:33 GMT http://alef.ir/vdcfc1dt0w6dxja.igiw.html?509482 اسنپ و تپسی از فروشگاه گوگل هم حذف شدند http://alef.ir/vdcevo8nzjh87ei.b9bj.html?509481 به گزارش خبرانلاین، داستان حذف اپلیکیشن‌های ایرانی در حالی وارد فاز جدید خود در سیستم عامل اندروید شده است که گوگل پلی به توسعه دهندگان جدید ایرانی اجازه داده است تا به پنل برنامه نویسی برای کشور ایران دسترسی پیدا کنند. هنوز مقامات گوگل اظهار نظر رسمی در این باره نکرده‌اند اما در کنار تاکسی آنلاین اسنپ و تپسی ، اپلیکیشن زودفود متعلق به تپسی نیز از گوگل پلی حذف شده است. به همین دلیل کاربران ایرانی مجبورند فایل apk را از سایت‌هایی مانند کافه بازار دانلود کنند. هنوز خبری از وعده وزیر ارتباطات مبنی بر پیگیری حقوقی بستن اپ‌های ایرانی در اپ استور هم نشده است. ]]> فناوری Fri, 08 Sep 2017 14:27:13 GMT http://alef.ir/vdcevo8nzjh87ei.b9bj.html?509481 هواوی با شکست اپل دومین برند محبوب گوشی دنیا شد http://alef.ir/vdcjaheiauqeyxz.fsfu.html?509477 به گزارش فارس، یافته‌های این موسسه پژوهشی نشان می‌دهد، هواوی برای اولین بار با غلبه بر اپل توانسته به دومین برند بزرگ فروشنده تلفن همراه در دنیا مبدل شود و اپل علیرغم محبوبیت گوشی آیفون به رتبه سوم سقوط کرده است. تحقیقات کانترپوسنت در این زمینه در جولای سال 2017 صورت گرفته و بر اساس آن فروش جهانی گوشی‌های هوشمند در ماه های ژوئن و جولای توسط هواوی بیش از اپل بوده است. پیش بینی می‌شود این وضعیت در یک ماه آینده هم ادامه یابد. افزایش کیفیت و تنوع گوشی های تولید شده توسط هواوی، بهره گیری از یک شبکه گسترده و بهینه توزیع و فروش گوشی باعث شده تا این شرکت در سه تا چهار سال اخیر رشدی فراتر از حد انتظار را تجربه کند. یکی دیگر از علل کسب این موفقیت سرمایه گذاری قابل توجه در بخش تحقیق و توسعه و سیاست های تهاجمی بازاریابی و فروش عنوان شده است. البته هواوی هنوز در بازارهای جنوب آسیا، هند و شمال آمریکا حضور محدودی دارد و همین امر تثبیت رتبه دوم را برای هواوی به امری دشوار مبدل می کند. به خصوص که اختلاف تعداد گوشی های به فروش رفته هواوی و اپل چندان زیاد نیست. بر اساس همین بررسی آِفون 7 و 7 پلاس کماکان پرفروش ترین گوشی های بازار هستند و رتبه های سوم و چهارم تعلق به گوشی‌های R11 و A57 شرکت OPPO است. رتبه پنجم هر مربوط به گوشی گالکسی اس 8 سامسونگ است. ]]> فناوری Fri, 08 Sep 2017 14:09:06 GMT http://alef.ir/vdcjaheiauqeyxz.fsfu.html?509477 ۲۷ هزار روستا مجهز به اینترنت شدند/ ۴۸هزار روستا دارای تلفن خانگی http://alef.ir/vdcexo8npjh87ei.b9bj.html?509436 به گزارش مهر، دفتر بررسی های اقتصادی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، آخرین وضعیت ارتباط رسانی به روستاهای کشور را مطابق با تکالیف اهداف برنامه پنجم توسعه اعلام کرد. این آمار که مربوط به پایان خردادماه سال ۹۶ است از ضریب نفوذ ۳۸.۶۱ درصدی تلفن ثابت در کشور حکایت دارد. ۴۸ هزار روستا تلفن خانگی دارند بررسی ها نشان می دهد که هم اکنون ۵۵ هزار و ۱۳۵ روستا دارای ارتباط هستند و در ۴۸ هزار و ۹۵۸ روستای کشور تلفن خانگی نصب شده است. این درحالی است که یک میلیون و ۵۱۱ هزار و ۹۹۳ روستایی دارای تلفن بی سیم روستایی (WLL ) هستند. یک هزار و ۷۱۴ روستا مشمول USO شدند از سوی دیگر تعداد روستاهایی که از محل طرح خدمات مخابرات اجباری در مناطق محروم (USO) دارای تلفن خانگی شده اند، ۱۷۱۴ روستا اعلام شده است. ضریب نفوذ تلفن خانگی در سیستان و بلوچستان کمتر از ۵۰ درصد براین اساس ۱۰۰ درصد روستاهای استان های مازندران و همدان دارای تلفن خانگی هستند اما ضریب نفوذ تلفن خانگی در روستاهای استان سیستان و بلوچستان و یزد کمتر از ۵۰ درصد است. کردستان با کمترین ضریب نفوذ ارتباطات روستایی در همین حال ۱۰۰ درصد روستاهای استان هایی مانند خراسان جنوبی، قزوین، مازندران و همدان دارای ارتباط هستند اما کمترین ضریب نفوذ ارتباطات روستایی مربوط به استان های کردستان و کهگیلویه و بویراحمد است. بیشترین تعداد مشترکان WLL در سیستان و بلوچستان از سوی دیگر استان سیستان و بلوچستان با ۲۰۰ هزار خط تلفن بی سیم روستایی، بیشترین تعداد مشترکان WLL روستایی را به خود اختصاص داده و کمترین تعداد مشترکان WLL روستایی نیز مربوط به استان های خراسان شمالی، قم و البرز است. کمترین ضریب نفوذ اینترنت روستایی در سیستان و بلوچستان تا پایان خردادماه امسال، ۲۷ هزار و ۷۳۹ روستا به اینترنت تجهیز شدند که بیشترین ضریب نفوذ اینترنت روستایی مربوط به استان تهران و کمترین آن، مربوط به سیستان و بلوچستان است. شمار دستگاههای تلفن همگانی در کشور ۱۱۳ هزار و ۸۰۷ دستگاه و شمار دستگاههای تلفن همراه جاده ای (GSM ) بالغ بر ۳ هزار و ۶۱۱ دستگاه اعلام شده است.   ]]> فناوری Fri, 08 Sep 2017 08:28:16 GMT http://alef.ir/vdcexo8npjh87ei.b9bj.html?509436 ویروس صوتی هم از راه رسید http://alef.ir/vdcbf9bsfrhbgap.uiur.html?509433 نتایج یک بررسی علمی نشان می دهد دستیارهای صوتی هوشمند مانند الکسای شرکت آمازون و سیری شرکت اپل در برابر صدور برخی فرامین صوتی خاص هکری، آسیب پذیر هستند. به گزارش مهر به نقل از انگجت، با صدور برخی فرامین صوتی ویژه که البته گوش انسان قادر به شنیدن آنها نیست می توان گوشی های هوشمند سازگار با الکسا یا سیری را وادار به باز کردن برخی وب سایت های آلوده به بدافزار کرد و از این طریق به آنها خسارت وارد کرد. در حالی که هکرها معمولا از اشتباهات و بی دقتی انسان ها برای سرقت اطلاعات کاربران استفاده می کنند، این بار سهل انگاری شرکت های فناوری موجب شده تا آنها بتوانند به گوشی های هوشمند حمله کنند. محققان دانشگاه Zheijiang چین که این بررسی را انجام داده اند، می گویند تمامی دستیارهای صوتی هوشمند در برابر حملات فرکانس های مافوق صوت که گوش انسان قادر به شنیدن آنها نیست، آسیب پذیر هستند. در واقع میکروفون های گوشی های هوشمند قادر به دریافت این اصوات و عملیاتی کردن آنها هستند. پژوهشگران از این روش برای صدور فرمان صوتی باز کردن یک وب سایت آلوده به ویروس و حتی باز کردن یک درب قفل شده با قفل های هوشمند با موفقیت استفاده کرده اند. این روش ساده حمله دلفین نامیده می شود و محققان برای انجام آن ابتدا فرامین صوتی انسان را به فرکانس های مافوق صوت و بالای ۲۰ هزار هرتز تبدیل کردند و سپس با پخش آن برای یک گوشی مجهز به تقویت کننده صوت و مبدل اصوات مافوق صوت و باتری توانستند به هدف خود برسند. تکمیل این فرایند مستلزم تنها ۳ دلار هزینه است و نکته نگران کننده امکان استفاده از این روش هکری بر روی تمامی دستیارهای صوتی هوشمند سازگار با گوشی های هوشمند و از جمله Google Assistant و Samsung S Voiceاست. ]]> فناوری Fri, 08 Sep 2017 08:05:31 GMT http://alef.ir/vdcbf9bsfrhbgap.uiur.html?509433 پخش زنده نمایشگر آیفون از طریق یوتیوب ممکن شد http://alef.ir/vdcf01dtcw6dxja.igiw.html?509428 به گزارش فارس، یوتیوب مدتی است که خدمات پخش زنده بازی هم ارائه می دهد و از این طریق با سرویس توییچ آمازون و همین طور خدمات میکسر مایکروسافت رقابت می کند. پخش زنده تصاویر نمایشگر بر روی سایت یوتیوب قبلا از طریق گوشی های اندرویدی در دسترس بود و حالا کاربران آیفون هم به آن دسترسی یافته‌اند. تاخیر این تصاویر در حد ناچیزی است و لذا می توان از خدمات مذکور برای اجرای بازی‌های ویدئویی و نمایش آن در یوتیوب استفاده کرد. یوتیوب خدمات پخش زنده را قبلا تنها در دسترس کانال‌هایی با بیش از 10 هزار مشترک قرار می داد که این رقم را در ماه آوریل به هزار مشترک کاهش داد،اما حالا این نوع خدمات و همین طور خدمات جدید در دسترس کانال هایی با بیش از 100 مشترک نیز قرار گرفته است. پخش زنده تصاویر نمایشگر آیفون از این طریق هیچ محدودیتی ندارد و محدود به نمایش بازی یا محیط اجرای برنامه های مختلف نیست. ]]> فناوری Fri, 08 Sep 2017 07:24:56 GMT http://alef.ir/vdcf01dtcw6dxja.igiw.html?509428 آیفونی که دست شماست بوی خون می‌دهد! http://alef.ir/vdciz3awrt1au52.cbct.html?509412 گاردین|مجتمع پت‌وپهن کارخانه، همۀ آن خوابگاه‌های خاکستری و انبارهای آفتاب‌زده، در قاب حومۀ کلان‌شهر شنژن خوب می‌نشینند. کارگاه عظیم شرکت فاکس‌کان در لانگهوا یکی از تولیدکنندگان بزرگ محصولات اپل است. اینجا شاید مشهورترین کارخانۀ دنیا باشد، ولی شاید پنهان‌کارترین هم باشد که هیچ‌کس راهی به آن ندارد. نگهبانان امنیتی در تمام نقاط ورود حضور دارند. کارکنان برای ورود باید کارت شناسایی خود را بکشند؛ اثر انگشت رانندگان کامیون‌های حمل‌ونقل چک می‌شود. یک بار یک خبرنگارِ رویترز را به‌خاطر اینکه از بیرونِ دیوارهای کارخانه عکس گرفته بود، از ماشین بیرون کشیدند و کتک زدند. علامت‌های هشدار در فضای بیرون محوطه («این کارخانه قانوناً با تأیید دولت تأسیس شده است. ورود غیرمجاز ممنوع است. متخلفان برای پیگرد نزد پلیس فرستاده می‌شوند!») تند و تیزتر از علامت‌هایی است که بیرونِ بسیاری از مجتمع‌های نظامی چینی نصب شده‌اند. ولی روشن شد که راهی مخفی هم به قلب این مجموعۀ عملیاتیِ بدنام وجود دارد: از دستشویی استفاده کنید. باورم نمی‌شد. به لطف دستِ تقدیر و اصرار کارچاق‌کن، دیدم که به عمق به‌اصطلاح شهر فاکس‌کان رسیده‌ام. پشت همۀ آیفون‌ها چاپ شده است که: «طراحی‌شده توسط اپل در کالیفرنیا، مونتاژ در چین». به حکم قانون ایالات متحده، محصولات ساخته‌شده در چین باید برچسبی حاوی این اطلاعات داشته باشند، و این عبارتی که اپل استفاده کرده است آن را به مثال منحصربه‌فردی از یکی از خشن‌ترین شکاف‌های اقتصادی سیاره‌مان تبدیل کرده است: نطفۀ مرزشکنی‌های فناوری در سیلیکون‌ولی بسته و طراحی می‌شود، و [آن فناوری جدید] به‌صورت یدی در چین مونتاژ می‌شود. اکثریت غالب کارگاه‌هایی که قطعات آیفون را تولید کرده و مونتاژ نهایی دستگاه را انجام می‌دهند در اینجا، در جمهوری خلق، مستقرند. هزینه‌های پایین کارگر و کارگران فراوان و بسیار ماهر، این کشور را به جایگاه آرمانی برای ساخت آیفون‌ها (و تقریباً هر ابزارک دیگری) تبدیل کرده‌اند. قابلیت‌های گسترده و بی‌سابقۀ تولیدی این کشور (بنا به تخمین ادارۀ آمار کار ایالات متحده، در سال ۲۰۰۹ حدود ۹۹ میلیون کارگر کارخانه در چین بودند) به این ملت کمک کرده‌اند تا دومین اقتصاد بزرگ دنیا شود. از زمان ارسال اولین آیفون، شرکتی که سهم اصلی ساخت و تولید را داشته است شرکت تایوانی «هون‌های پریسیژن ایندستریز» است که بیشتر با نام تجاری‌اش «فاکس‌کان» شناخته می‌شود. فاکس‌کان بزرگ‌ترین کارفرما در سرزمین چین است که ۱.۳ میلیون نفر از آن دستمزد می‌گیرند. در بین بنگاه‌های سراسر دنیا، فقط وال‌مارت و مک‌دونالد کارگران بیشتری دارند. تعداد کسانی که برای فاکس‌کان کار می‌کنند به‌اندازۀ جمعیت استونی است. امروزه آیفون در تعدادی کارخانۀ مختلف در سراسر چین ساخته می‌شود، اما، سال‌های متمادی، آن زمانی که آیفون به پرفروش‌ترین محصول دنیا تبدیل شد، عمدتاً در کارخانۀ اصلی فاکس‌کان به مساحت ۳.۶ کیلومتر مربع در حومۀ شنژن مونتاژ می‌شد. این کارخانۀ پت و پهن روزگاری خانۀ نزدیک به ۴۵۰ هزار کارگر بود. امروز این رقم کمتر شده است، ولی اینجا همچنان یکی از بزرگ‌ترین کارگاه‌هایی از این دست در دنیاست. اگر اسم فاکس‌کان به گوشتان خورده است، لابد به‌خاطر آن است که خبر خودکشی‌ها به شما رسیده است. در سال ۲۰۱۰، کارگران خطوط مونتاژ در لانگهوا شروع به خودکشی کردند. کارگران یکی پس از دیگری، گاهی در میانۀ روز، خود را از برج‌های خوابگاه‌ها پرت می‌کردند که نمایش حزن‌انگیزِ بیچارگی‌شان و اعتراض به شرایط کاری داخل کارخانه بود. در آن سال گزارش شد که ۱۸ نفر اقدام به خودکشی کردند و مرگ ۱۴ نفر تأیید شد. مسئولان فاکس‌کان با ۲۰ کارگر دیگر هم حرف زدند تا از این کار منصرف شوند. همه‌گیرشدن خودکشیْ توجه رسانه‌ها را جلب کرد: خودکشی‌ها و شرایط بیگاری‌گاه‌ها در خانۀ آیفون. یادداشت‌های کسانی که خودکشی کرده بودند و آن‌هایی که جان به در بُرده بودند از استرس بی‌اندازه، ساعت‌های طولانی کار در روز، و مدیران سخت‌گیری حکایت می‌کرد که میل داشتند کارگران را به‌خاطر خطاهایشان تحقیر کنند و از جریمه‌های غیرمنصفانه و نپرداختن پاداش‌هایی که قول داده می‌شد می‌گفت. واکنش شرکتْ پریشانی را مضاعف کرد: مدیرعامل فاکس‌کان، تری گو، دستور داد تورهای بزرگی بیرون بسیاری از ساختمان‌ها نصب شود تا افرادی را که در حال سقوط‌اند بگیرند. شرکت تعدادی مشاور استخدام کرد و کارگران را به امضای تعهدنامه‌هایی واداشت که می‌گفت اقدام به خودکشی نخواهند کرد. در جواب سؤالی پیرامون سیل تلفات، استیو جابز نیز اعلام کرد که «ما روی ماجرا سوار شده‌ایم» و اشاره کرد که نرخ خودکشی‌ها در فاکس‌کان در محدودۀ متوسط نرخ خودکشی چینی‌هاست. منتقدان این حرف را سنگدلانه نامیدند و نکوهش کردند، هرچند که حرفش از لحاظ آماری درست بود. قلمرو فاکس‌کان در لینگهوا چنان عظیم بود که می‌توانست برای خودش یک ملت-دولت باشد، و نرخ خودکشی در آن مشابه نرخ کشور میزبانش بود. ولی تفاوتی وجود دارد: ملت-دولتی که در شهر فاکس‌کان مستقر است به‌تمامی تحت حکومت یک بنگاه بود و نه هر بنگاهی، بلکه آنی که ازقضا یکی از پرسودترین محصولات سیاره را تولید می‌کرد. یک رانندۀ تاکسیْ ما را روبه‌روی کارخانه پیاده می‌کند. حروف آبی به‌شکل جعبه‌های کوچک، کلمۀ فاکس‌کان را در ورودی آنجا نقش کرده‌اند. نگهبانان امنیتی، قدری بی‌حوصله و قدری مشکوک، چشم به ما دارند. کارچاق‌کُن من (یک روزنامه‌نگار اهل شانگهای که فرض کنیم اسمش ونگ ینگ است) و من تصمیم می‌گیریم ابتدا در محوطۀ بیرونی قدم بزنیم و با کارگران صحبت کنیم تا ببینیم آیا راهی برای ورود هست یا خیر. به اولین کسانی که می‌رسیم، ازقضا کارگران سابق فاکس‌کان هستند. یکی از این مردان جوان، که خودش را ژو معرفی می‌کند، می‌گوید: «اینجا جای خوبی برای انسان‌ها نیست». او حدود یک سال در لانگهوا کار کرده است، تا همین چند ماه پیش، و می‌گوید شرایط داخل آنجا مثل همیشه بدند. ژو می‌گوید: «از زمان پوشش رسانه‌ای، هیچ بهبودی رُخ نداده است». فشار این کار بسیار زیاد است و او و همکارانش معمولاً شیفت‌های ۱۲ ساعته کار می‌کنند. مدیران هم پرخاش‌گر و هم دورو هستند: کارگران را علناً توبیخ می‌کنند که کُند هستند، و قول‌هایی می‌دهند که عمل نمی‌کنند. دوستش، که دو سال در کارخانه کار کرده است و ترجیح می‌دهد گمنام بماند، می‌گوید به او قول دادند برای ساعات اضافه‌کاری دو برابر دستمزد بگیرد، اما همان دستمزد معمولی را دادند. آن‌ها تصویری غم‌افزا از یک محیط کاری پرفشار ترسیم می‌کنند که بهره‌کِشی در آن رایج است و افسردگی و خودکشی متعارف شده است. ژو می‌گوید: «اگر کسی نمی‌مُرد که آنجا فاکس‌کان نمی‌شد. هرسال کسانی خودشان را می‌کُشند. آن‌ها هم این قضیه را متعارف حساب می‌کنند». در چندین بازدید از کارخانه‌های مختلف مونتاژ آیفون در شنژن و شانگهای، با ده بیست نفر کارگرانی از این قبیل مصاحبه کردیم. اگر بخواهیم صادق باشیم، باید بگوییم برای آنکه یک نمونۀ نماینده از زندگی در یک کارخانۀ آیفون به دست بیاید، به تلاش گسترده‌ای برای نمونه‌گیری و مصاحبۀ نظام‌مند و پنهانی با هزاران کارمند نیاز است. پس این داده‌ها را در حد خودشان بدانید: تلاش برای صحبت با کارگرانی اغلب ترسو، محتاط، و بی‌حوصله که از دروازه‌های کارخانه بیرون می‌آیند تا ناهاری بخورند یا بعد از شیفت دور هم جمع شوند. تصویری که از زندگی داخل یک کارخانۀ آیفون به دست آمد یک‌دست نبود. کار به نظر برخی از آن‌ها تحمل‌پذیر بود، بعضی‌ها انتقادات تندی داشتند، دیگران آن بیچارگی‌ای که مایۀ شهرت فاکس‌کان شده را تجربه کرده بودند، و کسانی هم بودند که فقط کاری آنجا گرفته بودند تا دوست‌دختر پیدا کنند. اکثرشان پیش از پیوستن به کارخانه از گزارش‌های شرایط نامساعد آنجا خبردار بودند، ولی یا به کار نیاز داشتند یا برایشان مهم نبود. تقریباً همه‌جا می‌گفتند کارگران جوان‌اند و گردش نیروی کار بالاست. یک مضمون مکرّر حرف‌ها این بود: «اکثر کارکنان فقط یک سال دوام می‌آورند». شاید علتش آن باشد که به نظر عموم آن‌ها، سرعت کار بالاست و فرهنگ مدیریتی را هم اغلب ستمگرانه می‌دانند. چون آیفون یک ماشین فشرده و پیچیده است، سرهم‌بندی درست آن نیازمند خطوط مونتاژ گسترده‌ای متشکل از صدها کارگر است که ساخت، بازرسی، آزمایش، و بسته‌بندی هر دستگاه را انجام می‌دهند. یک کارگر می‌گفت هر روز ۱۷۰۰ آیفون از زیر دستش می‌گذرد؛ او باید یک واکس خاص را از روی صفحۀ نمایش پاک می‌کرد. این یعنی سه صفحه نمایش در دقیقه، به مدت ۱۲ ساعت در روز. کارهای دقیق‌تر، مثل بستن صفحات تراشه‌ها و لفافۀ پشتی، کُندتر بودند: کارگران این بخش برای هر آیفون یک دقیقه وقت داشتند. این هم باز یعنی ۶۰۰ تا ۷۰۰ آیفون در روز. کسی که سهمیه‌اش را انجام ندهد یا خطایی بکند ممکن است پیش چشم دیگران توسط ارشدهایش نکوهش شود. اغلب، از کارگران انتظار می‌رود ساکت باشند و اگر اجازه بگیرند تا به دستشویی بروند، شاید توسط رئیس‌هایشان سرزنش شوند. ژو و دوستش خودشان برای استخدام به آنجا رفته بودند، اما معنایش این نیست که حتماً مایل به این کار بوده‌اند. او می‌گوید: «فاکس‌کان را تلۀ روباه می‌نامند، چون خیلی‌ها را فریب می‌دهد». او می‌گوید فاکس‌کان به آن‌ها وعدۀ مسکن رایگان داد، اما بعد وادارشان کرد مبالغ گزافی برای برق و آب بپردازند. در خوابگاه‌های فعلی ۸ نفر در هر اتاق می‌خوابند، و او می‌گوید این رقم قبلاً ۱۲ نفر در هر اتاق بود. اما فاکس‌کان از پرداخت بیمۀ تأمین اجتماعی شانه خالی می‌کرد و پاداش‌ها را نمی‌داد یا دیر می‌داد. بسیاری از کارگران زیر قراردادی را امضاء می‌کنند که اگر پیش از دورۀ آموزشی سه‌ماهه آنجا را ترک کنند، جریمۀ سنگینی از دستمزدشان کسر می‌کند. در صدر همۀ این‌ها، کار در آنجا فرساینده است. ژو می‌گوید «باید مدیریت روانی داشته باشید»، وگرنه رئیس‌هایتان جلوی بقیه شما را سرزنش می‌کنند. به‌جای بحث دربارۀ عملکرد به‌صورت خصوصی یا رودررو هنگام کار، مدیران شکایت‌ها را تا بعد تل‌انبار می‌کنند. دوست ژو می‌گوید: «وقتی رئیس برای بازرسی کار می‌آید، اگر مشکلی ببیند، آنجا سرزنشتان نمی‌کند. بلکه بعداً در یک جلسه جلوی همه سرزنشتان می‌کند». دوستش می‌گوید: «این وضعیت همیشه برای افراد توهین‌آمیز و تحقیرآمیز است». ژو اضافه می‌کند: «یعنی این اصل که یکی را تنبیه کن تا درس عبرت بقیه شود. این رویه به‌شکل نظام‌مند عمل می‌شود». در موارد خاص، اگر مدیر به این نتیجه برسد که خطای یک کارگر بسیار پرهزینه بوده است، او باید یک عذرخواهی رسمی آماده کند. «آن‌ها باید یک نامۀ عذرخواهی را برای همه بلند بخوانند که: دوباره این اشتباه را نمی‌کنم». این فرهنگ کار پراسترس، اضطراب، و تحقیر به افسردگی فراگیر دامن می‌زند. ژو می‌گوید چند ماه پیش یک خودکشی دیگر اتفاق افتاد. خودش آن را دیده بود. آن مرد دانشجویی بود که روی خط مونتاژ آیفون کار می‌کرد. می‌گوید: «کسی که می‌شناختمش، کسی که در کافه‌تریا دیده بودمش». پس از اینکه یکی از مدیران جلو جمع او را سرزنش کرد، او به مشاجره ادامه داد. مسئولانْ پلیس را خبر کردند، گرچه آن کارگر خشونتی به خرج نداده بود، فقط عصبانی بود. ژو می‌گوید: «او این قضیه را خیلی به خودش گرفت و نتوانست از آن بگذرد». سه روز بعد او از پنجرۀ طبقۀ نهم پرید. پس چرا پوشش رسانه‌ای نصیب این واقعه نشد؟ این را که می‌پرسم، ژو و دوستش به هم نگاه می‌کنند و شانه‌ای تکان می‌دهند. دوستش می‌گوید: «اینجا یک نفر می‌میرد و فردا دیگر هیچ خبری از ماجرا نیست. آن را فراموش می‌کنید». پس از انتشار خبر خودکشی‌ها، استیو جابز گفت: «ما همۀ چیزها در این شرکت‌ها را بررسی می‌کنیم. فاکس‌کان یک بیگاری‌گاه نیست. یک کارخانه است که محض رضای خدا رستوران و سالن سینما هم دارد... ولی یک کارخانه است. اما چند مورد خودکشی و اقدام به خودکشی داشته‌اند. ۴۰۰ هزار نفر آنجایند. نرخ خودکشی آن‌ها کمتر از نرخ خودکشی در ایالات متحده است، اما باز هم نگران‌کننده است». مدیرعامل اپل، تیم کوک، در سال ۲۰۱۱ از لانگهوا بازدید کرد و بنابه گزارش‌ها با کارشناسان پیش‌گیری از خودکشی و مدیریت ارشد دیدار کرد تا دربارۀ همه‌گیری آن بحث کند. در سال ۲۰۱۲، ۱۵۰ کارگر روی سقف یکی از ساختمان‌ها جمع شدند و تهدید کردند که پایین می‌پرند. مدیریت به آن‌ها وعدۀ بهبود شرایط داد و منصرف‌شان کرد. آن‌ها اساساً از تهدید به خودکشی به‌عنوان ابزار چانه‌زنی استفاده کرده بودند. در سال ۲۰۱۶، یک گروه کوچک‌تر همین کار را کرد. ژو می‌گوید که یک ماه پیش از صحبت‌مان، هفت یا هشت کارگر روی یکی از سقف‌ها جمع شدند و تهدید کردند که اگر دستمزد مقررشان، که گویا معوقه مانده بود، پرداخت نشود پایین می‌پرند. ژو می‌گوید که در نهایت فاکس‌کان پذیرفت دستمزدها را بدهد و کارگران منصرف شدند. وقتی دربارۀ اپل و آیفون از ژو می‌پرسم، چست و چابک جواب می‌دهد: «ما اپل را مقصر نمی‌دانیم. ما فاکس‌کان را مقصر می‌دانیم». از آن‌ها می‌پرسم که اگر شرایط بهبود یابد، دوباره به کار در فاکس‌کان فکر خواهند کرد؟ پاسخشان به این سؤال هم رُک است: «نمی‌توانید چیزی را تغییر دهید. وضعیت هرگز تغییر نخواهد کرد». ونگ و من به سمت ورودی اصلی کارگران رفتیم. در محوطۀ اطراف کارخانه می‌چرخیم، که هرچه جلو می‌رویم ادامه دارد. در این مرحله، خبر نداریم که اینجا فقط یک جزء کوچک از کل کارخانه است. پس از اینکه حدود بیست دقیقه در آنجا چرخیدیم، به یک ورودی دیگر و یک ایست بازرسی دیگر رسیدیم. این لحظه بود که فکری به سرم افتاد: باید به دستشویی بروم. عجله دارم. و ایده‌ای به ذهنم رسید. یک دستشویی آنجاست، چند ده متر آن طرف‌تر، پایین یک راه‌پله کنار ایست بازرسی. علامت «مردانه» که همه‌جای جهان رایج است را می‌بینم و به آن اشاره می‌کنم. این ایست بازرسی خیلی کوچک‌تر و غیررسمی‌تر از آن ورودی اصلی است. فقط یک نگهبان دارد، یک مرد جوان که بی‌حوصله به نظر می‌آید. ونگ، با قدری لحن خواهش و تمنا، چیزی به چینی می‌پرسد. نگهبان آرام سرش را به علامت «نه» تکان می‌دهد و به من نگاه می‌کند. در صورتم، خیلی واقعی، می‌شود زور زدن را دید. خانم ونگ دوباره می‌پرسد، آن نگهبان مرد لحظه‌ای درنگ می‌کند، و دوباره پاسخ منفی می‌دهد. ونگ اصرار می‌کند که ما فوری برمی‌گردیم و الآن دیگر واقعاً به ستوه آمده است. به‌ویژه از دست من. نمی‌خواهد با این مشکل سروکله بزند. او می‌گوید که زود برگردید. البته که ما چنین نمی‌کنیم. تا جایی که اطلاع دارم، هیچ روزنامه‌نگار آمریکایی نبوده است که بدون اجازه و یک راهنما، بدون یک برنامۀ بازدید دقیق از بخش‌های منتخب کارخانه برای نمایش اینکه همه‌چیز واقعاً روبه‌راه است، به داخل یکی از کارگاه‌های فاکس‌کان پا گذاشته باشد. از اندازۀ این مجتمع که بگذریم (تقریباً یک ساعت طول کشید تا به‌سرعت کل طول لانگهوا را طی کنیم)، شگفت‌آورترین نکته آن بود که یک سر آنجا از بیخ و بُن متفاوت از سر دیگرش بود. از این جهت، آنجا شبیه شهری است که محله‌های اصلی‌اش مهیای سکونت اعیان شده است. در یک سر، که اسمش را «حومه‌ها» بگذاریم، مواد شیمیایی این سو و آن سو ریخته‌اند، تأسیسات زنگ زده‌اند و انگار چندان نظارتی روی کارگران این کارگاه صنعتی نیست. هرچه به مرکز شهر نزدیک‌تر می‌شوید (البته یادتان باشد که اینجا یک کارخانه است)، کیفیت زندگی یا حداقل تسهیلات و زیرساخت‌ها بیشتر می‌شوند. هرچه به عمق بیشتری وارد می‌شویم و تعداد افراد پیرامونمان بیشتر و بیشتر می‌شوند، انگار کمتر انگشت‌نما می‌شویم. رگبار نگاه‌های خیره به تک‌نظرهای سرسری تبدیل می‌شوند. نظریه‌ای دارم که برای توضیح بی‌توجهی آن افراد به درد می‌خورد: این کارخانه چنان گسترده و امنیتش چنان سخت‌گیرانه است که اگر درون آن مشغول قدم‌زنی باشیم، لابد اجازۀ این کار را گرفته‌ایم. یا این نظریه درست است یا اینکه هیچ‌کس ابداً به حضورمان اهمیت نمی‌دهد. حرکت به‌سمت بلوک G2 را آغاز می‌کنیم، همان‌جایی که شنیده‌ایم آیفون‌ها را می‌سازند. پس از عبور از «مرکز شهر»، کم‌کم بلوک‌های سربه‌فلک‌کشیده و یکپارچه را می‌بینیم: بلوک‌های C16، E7 و امثالش که جمعیت کارگران اطرافشان هستند. نگرانم که بیش‌ازحد بی‌احتیاط نشوم و به خودم متذکر می‌شوم که زیاده‌روی نکنم. اکنون یک ساعت از حضورمان داخل فاکس‌کان گذشته است. هرچه از مرکز دورتر می‌شویم، ازدحام جمعیت کمتر می‌شود. و بالاخره رسیدیم: بلوک G2. اینجا مشابه بلوک‌هایی است که اطرافش خوشه زده‌اند، بلوک‌هایی که قله‌هایشان در مه‌دود ثابت آسمان انگار از دیدها محو می‌شوند. ولی G2 به نظر متروکه می‌آید. یک ردیف کمد فلزیِ بسیار زنگ‌زده بیرون ساختمان است. هیچ‌کس آن دور و بر نیست. در باز است، پس داخل می‌رویم. سمت چپ، ورودی یک فضای بزرگ و تاریک قرار دارد. به‌سمت آنجا می‌رویم که کسی صدایمان می‌زند. سرپرست طبقه از پله‌ها پایین می‌آید و از ما می‌پرسد که آنجا چه کار می‌کنیم. مترجمم مِن‌مِن‌کنان می‌گوید جلسه‌ای داریم و آن مرد انگار گیج شده است. سپس سیستم نظارت رایانه‌ای که برای سرکشی بر تولید در آن طبقه استفاده می‌کند را نشانمان می‌دهد. او می‌گوید اکنون وقت شیفت کاری نیست، اما شیوۀ نظارتشان همین است. ولی نشانه‌ای از آیفون‌ها نیست. به قدم‌زنی ادامه می‌دهیم. بیرون بلوک G3، بسته‌هایی از ابزارک‌های سیاه‌رنگ در پوشش‌های پلاستیکی، به‌صورتی نه چندان استوار، روبه‌روی جایی قرار داده شده‌اند که انگار یک نقطۀ بارگیری است. به‌قدر کافی نزدیک می‌شویم که ابزارک‌ها را از زیر پوشش پلاستیکی ببینیم، ولی این‌ها هم آیفون نیستند. شبیه تلویزیون‌های اپل، بدون لوگوی شرکت، هستند. شاید هزاران قطعه اینجا باشند که منتظر گام بعدی در خط مونتاژند. اگر اینجا واقعاً محل ساخت آیفون‌ها و تلویزیون‌های اپل باشد، جایی بسیار مزخرف برای گذراندن ساعات طولانی روز است، مگر اینکه شیفتۀ بتون‌های نمناک و زنگ‌زدگی باشید. بلوک‌ها پشت سر هم ردیف شده‌اند، پس به راه‌مان ادامه می‌دهیم. کم‌کم لانگهوا شبیه اواسط یک رمان ویران‌شهری می‌شود، جایی که وحشت ادامه دارد اما پی‌رنگِ قصه جلو نمی‌رود. می‌توانستیم باز هم جلو برویم، ولی سمت چپ‌مان چیزی شبیه به مجتمع‌های مسکونی بزرگ می‌بینیم، جایی که احتمالاً خوابگاه‌هاست، با حصارهای قفس‌مانند روی سقف و پنجره‌ها، و لذا به آن سمت می‌رویم. هرچه به خوابگاه‌ها نزدیک‌تر می‌شویم، ازدحام جمعیت بیشتر می‌شود و تسمه‌ها و عینک‌های سیاه و جین‌ها و کفش‌های رنگ‌ورو رفته می‌بینیم. بچه‌هایی در سن دانشجویی جمع شده‌اند، سیگار می‌کشند، دور میزهای پیک‌نیک تجمع کرده‌اند یا روی جدول‌های کناری نشسته‌اند. و بله، تورهای جسدگیر هنوز آنجاست. این تورهای شُل و وِل، انگار برزنت‌های محافظی‌اند که نیمی از مهماتی را که قرار بوده حفاظت کنند ترکانده‌اند. یاد ژو می‌افتم که گفت: «تورها بی‌فایده‌اند. اگر کسی بخواهد خودکشی کند، این کار را خواهد کرد». دوباره نگاه‌های خیره به ما جلب شده‌اند. شاید آن جماعت، حالا که از خطوط تولید دور شده‌اند، فرصت و دلیل بیشتری برای کنجکاوی دارند. به هر روی، مدت یک ساعت داخل فاکس‌کان بوده‌ایم. نمی‌دانم چون از دستشویی برنگشتیم، آن نگهبان زنگ خطر را دربارۀ ما به صدا درآورده است، کسی دنبال‌مان می‌گردد، یا خیر. حس اینکه نباید زیاده‌روی کنیم غالب می‌شود، گرچه هنوز به یک خط مونتاژ فعال نرسیده‌ایم. از همان مسیری که آمده بودیم، برمی‌گردیم. کمی که می‌گذرد، به یک خروجی می‌رسیم. از غروب گذشته است که به رودخانۀ هزاران نفر کارگر می‌پیوندیم، و با سرهایی که پایین انداخته‌ایم، از ایست بازرسی رد می‌شویم. هیچ‌کس کلمه‌ای نمی‌گوید. خروج از این کارخانۀ مهیب و فراموش‌نشدنی مایۀ آسودگی خاطر است، اما حال‌وهوایش دست از سرمان برنمی‌دارد. نه، هیچ کودک کاری ندیدیم که با دست‌های خون‌آلود پشت پنجره التماس کند. چیزهایی بودند که بی‌تردید مغایر دستورالعمل «ادارۀ ایمنی و سلامت شغلی ایالات متحده» هستند (کارگران ساختمانی بی‌حفاظ، نشت بی‌مهار مواد شیمیایی، پوسیدگی، سازه‌های زنگ‌زده، و چیزهایی از این دست)، ولی احتمالاً چیزهای بسیاری در کارخانه‌های آمریکایی هم مغایر با آن دستورالعمل‌اند. شاید حق با اپل باشد که می‌گوید این تأسیسات بهتر از دیگر کارخانه‌هایی‌اند که آنجا احداث شده‌اند. فاکس‌کان شباهتی به کلیشۀ ذهنی‌مان از یک بیگاری‌گاه نداشت. اما نوع دیگری از زشتی و پلشتی وجود داشت. دلیلش هرچه بود (مثلاً قانون‌هایی که سکوت را در طبقات تولیدی کارخانه اجبار می‌کنند، شهرت آنجا به وقوع تراژدی‌ها، یا حس کلیِ ناخوشایندی که آن محیط ساطع می‌کند)، یک جوّ سنگین، شاید حتی جوّ تمکین ستمگرانه، در لانگهوا حاکم بود. وقتی به عکس‌هایی که گرفته بودم نگاه می‌کنم، هیچ‌کسی را نمی‌بینم که لبخند به لب داشته باشد. جای تعجب نیست کسانی که برای ساعت‌های طولانی کار تکراری و مدیران خشن دارند، مشکلات روان‌شناختی پیدا کنند. این پریشانی ملموس است، چنانکه در تاروپود آن محیط رخنه کرده است. به قول ژو، «اینجا جای خوبی برای انسان‌ها نیست». ]]> فناوری Fri, 08 Sep 2017 05:48:46 GMT http://alef.ir/vdciz3awrt1au52.cbct.html?509412 تاکسی های خودران ۲۰۱۹ به لندن می آیند http://alef.ir/vdcdzn0kjyt0zo6.2a2y.html?509408 به گزارش خبرگزاری مهر، یک شرکت خودروی خودران در کمبریج انگلیس ۱۶.۴ میلیون دلار سرمایه جمع آوری کرده تا خدمات تاکسی های خودران را در لندن ارائه کند. این مقدار بیشترین میزان سرمایه گذاری انجام شده در یک کشور اروپایی در حوزه  استارتاپ های خودروی خودران است.  این شرکت تصمیم دارد یک سیستم خودران مخصوص شبکه های قدیمی جاده های این قاره بسازد. شرکت مذکور از ۲۰۱۹ میلادی فعالیت خود را از لندن آغاز می کند. در حال حاضر این شرکت که Five AIنام گرفته، مشغول کار روی فناوری جدیدی هستند که به عموم مردم اجازه می دهد فقط با کلیک یک دکمه از خودروی خودران استفاده کنند. این شرکت به خودروهایش آموزش می دهد در جاده های انگلیس مسیر خود را ردیابی کنند.  FiveAI تصمیم دارد خدمات خود را به وسیله ۱۰ تاکسی خودران از ۲۰۱۹ میلادی در جنوب لندن ارائه کند. بنابراین ساکنان شهر می توانند با استفاده از یک اپلیکیشن این خودرو را سفارش دهند.   ]]> فناوری Fri, 08 Sep 2017 05:36:42 GMT http://alef.ir/vdcdzn0kjyt0zo6.2a2y.html?509408 با این خانه متحرک به مسافرت بروید http://alef.ir/vdcbg9bs0rhbgap.uiur.html?509406 به گزارش خبرگزاری مهر، طراحی خانه های کوچک و متحرک در سال های اخیر بسیار محبوب شده و بسیاری از این روش برای انجام سفرهای دور و دراز استفاده می کنند. این خانه متحرک که Pemberley نام دارد، توسط شرکت Rocky Mountain Tiny Houses ساخته شده و یکی از بزرگترین خانه های متحرکی است که تا به حال ساخته شده است. طول این خانه ۱۱.۲ متر است و در داخل آن تمامی امکانات برای زندگی راحت یک خانواده ۵ نفره در نظر گرفته شده است. این خانه که به راحتی در پشت یک وانت بسته شده و در جاده قابل انتقال است، ۹۵۲۵ کیلوگرم وزن دارد و سیستم تعلیق ویژه تعبیه شده در طراحی آن باعث کنترل مناسب در حین رانندگی و عدم تکان های شدید می شود. سیستم سطح بندی خودکار شش نقطه ای هم ثابت کردن این خانه در هر ارتفاعی را پس از رسیدن به مقصد به راحتی ممکن می کند. نمای داخلی این خانه چوبی بوده و مساحت طبقه پایینی آن ۴۲.۷ مترمربع است. یک اتاق خواب در طبقه پایین و دو اتاق خواب در طبقه بالا، حمام با دوش، دستشویی و آشپزخانه با امکانات کامل در این خانه متحرک موجود است. قیمت این خانه و زمان عرضه عمومی آن هنوز اعلام نشده است.   ]]> فناوری Fri, 08 Sep 2017 05:34:55 GMT http://alef.ir/vdcbg9bs0rhbgap.uiur.html?509406